تبليغاتX
ثانیه ای که می رفت -

 

   به كجا مينگري؟

   آنسوترها كه آسمان به زمين بوسه ميزند، آنجائي كه تا مينگري روشن است

   و روشني سپيدارها وسعت دوري اند ،

  حد فاصل من و روشني. از كران دور شاخه در شاخه پيچيده اند

  و زمزمه ميكنند داستان سپيدارهاي وارونه را!

و مرا به تو ميرساند پهنه ديوار كاهگلي ديواري كه طي سالهاي طولاني،خاطراتي بسيار دارد.

                                       

 

!! نوشته شده توسط iN | | •