ثانیه ای که می رفت
بیهوده عاشق تو شدم ..نه نامی داشتی.. نه چهره ای
در تاریکی بازی می کردم ..
باید می باختم ..
حالا منم و دست های خالی.
و ماه سکه ایست دست نیافتنی..
حالا منم و سرشکستگی ..
قماربازان سرشکسته به خانه برمی گردند..
!! نوشته شده توسط iN
| |


