تبليغاتX
ثانیه ای که می رفت -

 

شمعهاي روز آمدنت را هفت سال است كه فوت نميكني..

آنقدر روشن ميمانند تا مثل من آب شوند..

آغاز كردي اما قبل از اوج گرفتن به بالا كشيدن تو را..

كم ماندي خوب من اما با بودنت همه را خوب كردي..

مرحم مهربان همه زخمها بودي..

ميداني از وقت رفتنت تا حالا چه طعمهايي را چشانده به من روزگار لعنتي؟

 

 

!! نوشته شده توسط iN | |