تبليغاتX
ثانیه ای که می رفت

 

من پریشانم.. چه کنم با این همه بی قراری..

چهار هفته است که به خوابم نیامده ای..

خوابم از رد پایت خالیست..

خوابت را که میدیدم روزش را سر خوش بودم..

اما حالا نه از لذت شبانه خبری هست نه از خوشی روزانه..

خودت بگو چه کند این من بی تو...


 

!! نوشته شده توسط iN | |

 

میدانی

من از دیدن آدمهایی که ساعتشان را به دست راستشان میبندندو

کانورس مشکی کم رنگ پا می کنند چه حالی میشوم؟

!! نوشته شده توسط iN | |

 

عزیزم

حتی لیاقت دماغ فیل را هم نداشتی!

میفهمی که؟

!! نوشته شده توسط iN | |

 

خدا مرا از بهشت راند ... از زمین ترساند ..

شما مرا از زمین راندید.. از خودتان ترساندید..

من اینک کنار شیطان آرام گرفتم که

 نه مرا از خویش میراند و نه از هیچ می ترساند ...

                  

      

 

              

 

!! نوشته شده توسط iN | |

 

بیهوده عاشق تو شدم ..نه نامی داشتی..  نه چهره ای

در تاریکی بازی می کردم ..

باید می باختم ..

حالا منم و دست های خالی.

 و ماه سکه ایست دست نیافتنی..

 حالا منم و سرشکستگی ..

قماربازان سرشکسته به خانه برمی گردند..

 

 

!! نوشته شده توسط iN | |