بذری که دیروز کاشتم..
امروز نهالی شده است ..
که فردا درختی تنومند میشود..
دسته تیغ تبری خواهد بود که به خون خواهیم بر میاید.

سگ روی مانیتور مدتیست دیگر نگاهم نمیکند.
فقط او بود که شب تا صبح مواظب بود تا خطائی از من سر نزند!
ای سگ دیوونه دیگه عاشقم نمیشی؟
بـــــــــــه د ر ک .

كاش ميتوانستی انكسی باشی كه نگاهم را مهروموم ميكند...
آنوقت يقين ميكردم كه تو به خاطراخرين تصوير....
مهروموم را ميشكنی...ومن دوباره عاشق ميشوم...

سکه را به هوا می اندازم .. روی خط شرط می بندم که در راهی ..
دست خطتت می رسد.. خط خطی می شوم .. نگاهم خط می خورد و
باز شیر می آید... 
مثل یه قصه زیبا .. مثل یه خواب کوتاه ..
من
من اسمتو
من اسمتو گذاشتم
من اسمتو گذاشتم قشنگ ترین
من اسمتو گذاشتم قشنگ ترین اشتباه .
وقتی خواب تو را میبینم ..
بیشتر دلم برایت تنگ میشود..
وقتی بیشتر دلم برایت تنگ میشود..
بیشتر خواب تو را میبینم..
قرار بود اگه نباشه شب بی ستاره بشه..
اما ور زدنی بیش نبود...
پرسه بزن توی خیال .. خیال من مال تو...
اینم از اون ورهاست...
ور=زر= حرف مفت= دری وری
سالها اتاقک دلش انتظارت را میکشید.
اینک سالهاست که کاسه چشمش خالی از تصویر توست
و او خود را لا به لای شنهای ساحل کف قلبت دفن کرده است.
گهگاه موج کف آلود دریای دلت به صورتش میخورد..
ضربان احساسش بالا میرود و سرشار خواستن میشود.
آری تو موج نا آرامی هستی که بی بهانه و با بهانه سیلی محکمت را
به ساحل هدیه میکنی..
رویا ها یم را دور نریخته ام ..
برگ پائیزی هر درختی زیر سایه پائیزی همان درخت می ریزد..
پرسه بزن تو یاد من که دلخوشم به یادت..
چی کار کنم دل عاشقه.. دل بد جوری میخوادت..
پرسه بزن توی خیال .. خیال من مال تو.
پرسه بزن توی خیال .. خیال من مال تو.
پرسه بزن توی خیال .. خیال من مال تو.
میخواستم که با تو باشم
و نمیتوانستم
و با من نبود حتی وقتی با من نشسته بود
و حجوم کلمات از جایی نمیدانم کجا
و مسیری بی سبب و دور
و لباهایش بر گونه ام ماسید
و لبهای من بر فنجان قهوه تلخ
و زرافه ای که سرک میکشید از پرچین کوتاه باغ نرگس
و دیگر نماند در خاطر چیزی جز ...بوی تلخ قهوه!
(( برگرفته از یه جائی))
خدایا:
چنان کن سر انجام کار
تو خشنود باشی
و
من...
نمیدونم خودت جا خالی رو پر کن.
من اینک در کنار شیطان آرام گرقته ام که
مرا از خویش نمی راند...
برای رسوائی دنبال بهانه ام.
زندگی شاید آن لحظه های معصومی باشد که
سنگفرش خیابان ما را میخواند و ما
بی اعتنا از کنار آن میگذریم.
برای رسوائی دنبال بهانه ام....
برای رسوائی دنبال بهانه ام....
برای رسوائی دنبال بهانه ام....
برای رسوائی دنبال بهانه ام....
برای رسوائی دنبال بهانه ام....
او را به عشق ببخش!
باشد که تا اردی بهشت دیگر نگاه زخمی تو بر دلش مرحمی باشد.
و لبانش با سلام های تو از نو شکوفه دهد.
مـــــــــــــــــنو با یه بوســـــه ببر تا
تا
تا
تا
تا
نمیگم تا کجا !
فقط تا هر جا بردی خواستی رها کنی اول بگو بعد
پرتم کن.
کوچکم امــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
دست دریا را همیشه پشت سر دارم.
اينو قبلنم گفته بودم:
کوچولو سعی کن بفهمی مرد بودن فقط این نیست که یک دم جلوت داشته باشی.
برگ از درخت خسته میشود
پائیز بهانه است.
قصل پائیزی من که میرسه... فصل اندوه سفر سر میزنه.
قفلی که با کلید محبت باز نشه حتما دستکاری شده!
شایدم کلید اشتباه بوده..
شایدم کلید ساز ناشی بوده..
شایدم قفل و کلید از یک جنس نبودن.
بعضی وقتا یه بوهائی هست که با حسش
رعشه به تمام اندامت میوفته.
اختیار بند بند اعضای بدنت از دستت خارج میشه.
مثل بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــید.
ديروز را دوست دارم. چون «طعم» آن هرچه که بوده!
اگر خوب و شيرين، پر از يادها است!
و اگر تلخ و بد اکنون چندان برجای نيست و تنها يک ياد گنگ است ...
هی روزگار...
توی آسمون دنیا هر کسی ستاره داره ..
چرا وقتی نوبت ماست آسمون جائی نداره...
......
دیشب دوباره برای هزارمین دفعه من را از خود راندی.
و من پرو تر از همیشه برگشتم.
نمیدانم اسم علاقه من به تو عشق است یا عقده!
ولی در هر صورت انتهای این عشق عقده ای یا عقده عشقی جهنم است!
ای عقده ای.. بد بخت عقده ای... عاشق بد بخت عقده ای.

نیست؟ 
